دیسک گردن + شایع ترین علائم دیسک گردن و راه های درمان آن
گردن یکی از مهمترین بخشهای ستون فقرات است که به دلیل نقش آن در حرکت سر، تحمل وزن جمجمه و ارتباط بین مغز و سایر بخشهای بدن، اهمیت زیادی دارد. ستون فقرات گردنی…
مطالعه بیشتر ←گردن یکی از مهمترین بخشهای ستون فقرات است که به دلیل نقش آن در حرکت سر، تحمل وزن جمجمه و ارتباط بین مغز و سایر بخشهای بدن، اهمیت زیادی دارد. ستون فقرات گردنی…
مطالعه بیشتر ←سیاتیک (sciatica) یا درد عصب سیاتیک، یکی از مشکلات شایع مرتبط با ستون فقرات و سیستم عصبی است که اثر فشار یا تحریک عصب سیاتیک ایجاد می شود و میتواند باعث ایجاد درد،…
مطالعه بیشتر ←زانو درد یکی از شایعترین مشکلات اسکلتی-عضلانی است که افراد در هر سنی ممکن است آن را تجربه کنند. آسیبهای ورزشی، آرتروز، پارگی مینیسک، آسیب رباطها، التهاب…
مطالعه بیشتر ←سیاتیک یکی از مشکلات شایع ناحیه کمر و اندام تحتانی است که معمولاً در اثر تحریک یا تحت فشار قرار گرفتن عصب سیاتیک یا ریشههای عصبی کمر ایجاد میشود. درد سیاتیک ممکن…
مطالعه بیشتر ←الکتروتراپی و فیزیوتراپی دو واژهای هستند که خیلی از افراد آنها را بهجای یکدیگر استفاده میکنند، اما حقیقت این است که این دو روش فقط در ظاهر شبیهاند و در عمل…
مطالعه بیشتر ←بررسی روشهای غیرتهاجمی نوین از جمله مگنتتراپی و الکتروتراپی برای کنترل التهاب و بهبود دیسک.
مطالعه بیشتر ←زمانبندی اصولی تمرینهای قدرتی و ثباتدهنده مفصل جهت جلوگیری از عود مجدد آسیب زانو در ورزشکاران.
مطالعه بیشتر ←آنچه خانواده بیماران باید در مورد بازه زمانی طلایی توانبخشی عصبی و متدهای بازآموزی حرکتی بدانند.
مطالعه بیشتر ←درد پایین کمر، انتشار درد به باسن و پا، بیحسی، گزگز، احساس سوزش و ضعف عضلات از مهمترین نشانههایی هستند که میتوانند با مشکلات دیسک بین مهرهای و بهویژه علائم…
مطالعه بیشتر ←در مرور هفت کارآزمایی تصادفی با ۶۶۳ بیمار، شاک ویو درد قدمهای اول صبح و فعالیت روزانه را بیشتر از درمان دارونما کم کرد و این اثر تا دوازده ماه باقی ماند.
مطالعه بیشتر ←در پنج کارآزمایی تصادفی با ۳۵۹ بیمار، شاک ویو پرانرژی بعد از سه ماه عملکرد شانه را حدود ده امتیاز بیشتر از شاک ویو کمانرژی بهبود داد و شانس جذب کامل رسوب کلسیمی را حدود ۳٫۴ برابر کرد.
مطالعه بیشتر ←در مرور سیزده کارآزمایی تصادفی با ۱۰۳۵ بیمار، گروه شاک ویو نسبت به دیگر درمانهای غیرجراحی درد کمتر و قدرت گرفتن بیشتری داشت، بدون عارضهی جدی.
مطالعه بیشتر ←در مرور بیست مطالعه، شاک ویو در درد بیرون لگن از تمرین در خانه و تزریق کورتون بهتر بود، در تاندینوپاتی آشیل در محل اتصال به پاشنه از تمرین اکسنتریک بهتر بود و در تاندون کشکک از دیگر درمانهای غیرجراحی بهتر عمل کرد.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیز یازده کارآزمایی تصادفی، شاک ویو شدت درد و آستانهی تحمل فشار روی نقطهی دردناک را بهطور معنادار بهتر کرد؛ اثر آن بر شاخص ناتوانی گردن معنادار نبود.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیز هشت کارآزمایی تصادفی با ۳۸۵ بیمار، شاک ویو نمرهی اسپاستیسیتی (مقیاس آشورث تغییریافته) را بهطور معنادار کم کرد، اما در ارزیابی چهار هفته بعد این اثر از نظر آماری معنادار نبود.
مطالعه بیشتر ←در مرور هشت مطالعه (پنج کارآزمایی تصادفی و سه مطالعهی مورد-شاهدی)، شاک ویو در هر دو سطح انرژی پایین و متوسط، درد و عملکرد تاندون آشیل را بهتر از درمانهای غیرجراحی مقایسهشده کرد.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیز هشت کارآزمایی تصادفی با ۷۵۴ بیمار، شاک ویو در دو تا چهار ماه پس از درمان درد بیرون لگن را بیشتر از دیگر درمانها کم کرد، اما بهبود عملکردی ششماهه از نظر بالینی چشمگیر نبود.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیز هفت کارآزمایی تصادفی روی ورزشکاران مبتلا به زانوی پرشکار، در پیگیری شش ماه و بیشتر، شاک ویو با دیگر درمانهای محافظهکارانه در درد و عملکرد زانو تفاوت معناداری نداشت.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۴۵ نفره، ۸ جلسه تکار واقعی در ۴ هفته درد زانو را بلافاصله بعد از درمان بیشتر از دستگاه خاموش (شم) و مراقبت معمول کم کرد؛ این برتری نسبت به مراقبت معمول تا یک ماه ادامه داشت.
مطالعه بیشتر ←در ۶۰ بیمار کمردرد، ۱۰ جلسه تکار در دو هفته در همهی پیگیریهای دو ماهه کاهش معنادار درد و ناتوانی داشت و در یک و دو ماه بعد از لیزردرمانی بهتر بود.
مطالعه بیشتر ←در ۵۰ بیمار، اضافه کردن تکار دو بار در هفته به کشش و دارو، درد و ناتوانی گردن را بیشتر از درمان معمول بهتنهایی کم کرد؛ ناتوانی شانه تفاوت معناداری نداشت.
مطالعه بیشتر ←در ۶۰ بیمار کپسولیت چسبندهی شانه، اضافه کردن ۶ جلسه تکار در دو هفته به تمرین و گرمادرمانی و تنس، در یک و سه ماه بعد بهبود بیشتری در درد و ناتوانی شانه نسبت به درمان معمول ایجاد کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۲۸ نفر، یک جلسهی ۳۰ دقیقهای تکار، ۴۸ ساعت بعد از ورزش سنگین، دامنهی حرکت، قدرت و درد عضله را بهطور معنادار بهتر از گروه کنترل کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۲۲ ورزشکار مرد، ۱۰ جلسه تکار واقعی همراه تمرین کششی، درد را در تمام زمانهای ارزیابی بیشتر از تکار نما کم کرد و دامنهی حرکت نزدیک کردن ران را در پیگیری یکماهه بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۱۳ مطالعه از میان ۲۷۶ مقالهی بررسیشده، بیشتر مطالعهها بعد از تکار کاهش درد و بهبود قدرت و عملکرد را گزارش کردند، اما فقط ۲ مطالعه خطر سوگیری پایین داشتند.
مطالعه بیشتر ←در ۱۵ کارآزمایی تصادفی کنترلشده با پلاسبو، مگنت تراپی درد آرتروز را با اندازهی اثر بزرگ کم کرد و خشکی مفصل و عملکرد فیزیکی را هم با اثر کوچکتر اما معنادار بهتر کرد؛ اثر بر کیفیت زندگی معنادار نبود.
مطالعه بیشتر ←در ۲۲ کارآزمایی با ۱۴۶۸ بیمار، نرخ جوش خوردن شکستگی با مگنت تراپی ۷۹٫۷ درصد در برابر ۶۴٫۳ درصد با درمان نما بود، یعنی حدود ۲۲ درصد بیشتر، و درد هم کمتر شد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۶ کارآزمایی کمردرد با میانگین کیفیت ۶٫۸ از ۱۰، مگنت تراپی درد را به اندازهای که برای بیمار محسوس است کم کرد و عملکرد را هم بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۱۹ کارآزمایی با ۱۳۰۳ زن یائسه، افزودن مگنت تراپی به دارو، تراکم استخوان ستون فقرات و ران را بیشتر از دارو بهتنهایی بالا برد؛ مگنت تراپی بهتنهایی فقط تراکم استخوان ران را نسبت به پلاسبو بیشتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۹ کارآزمایی با ۴۵۷ بیمار آرتروز زانو، درد و نمرهی کلی WOMAC در ارزیابی یکماهه بهبود معناداری نشان ندادند؛ بهبود درد فقط در روزهای ۱۸ تا ۲۱ و بهبود خشکی و فعالیت روزمره فقط در ارزیابی یکماهه دیده شد.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۶۳ نفره، افزودن مگنت تراپی به ۱۵ جلسه فیزیوتراپی معمول در گردندرد مزمن غیراختصاصی، نسبت به درمان نما برتری معناداری در درد، ناتوانی یا کیفیت زندگی نشان نداد.
مطالعه بیشتر ←در ۱۲ کارآزمایی، لیزر پرتوان درد و ناتوانی را نسبت به گروه کنترل کم کرد و بیشترین اثر در گردندرد و بعد کمردرد دیده شد.
مطالعه بیشتر ←در ۹ کارآزمایی با ۵۸۰ بیمار، لیزر پرتوان در کاهش درد و بهبود عملکرد زانو بین روشهای فیزیوتراپی مقایسهشده رتبهی اول را داشت.
مطالعه بیشتر ←در ۷۲ بیمار کمردرد مزمن، لیزر پرتوان همراه تمرین دامنهی حرکت کمر را بیشتر و ماندگارتر از لیزر نما همراه تمرین یا لیزر به تنهایی بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۷۰ بیمار، ۱۰ جلسه لیزر پرتوان در دو هفته درد و عملکرد شانه را بیشتر از اولتراسوند بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۲۰ کارآزمایی، لیزر پرتوان درد گردن را حدود ۱۴ میلیمتر روی خطکش ۱۰۰ میلیمتری درد کم کرد که از حداقل تغییر محسوس بیشتر است.
مطالعه بیشتر ←در ۹ کارآزمایی، لیزر پرتوان درد و نمرهی ناتوانی دست را بهطور معنادار کم کرد و برخی شاخصهای هدایت عصب میانی هم بهتر شد.
مطالعه بیشتر ←در ۵ کارآزمایی با ۲۳۶ بیمار، در شدت درد بین لیزر پرتوان و شاک ویو تفاوت معناداری دیده نشد، اما شاک ویو در نمرهی عملکرد کف پا اندکی برتر بود.
مطالعه بیشتر ←در ۱۶ کارآزمایی با ۸۲۰ بیمار، لیزر کمتوان شانس بهبود درد گردن حاد را حدود ۱٫۷ برابر و گردندرد مزمن را حدود ۴ برابر پلاسبو کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۴ کارآزمایی با ۱۱۹ بیمار، لیزر کمتوان همراه تمرین اکسنتریک فقط در یک پیگیری دوماهه درد را کمتر کرد و در پیگیریهای سه و سیزده ماهه برتری روشنی نداشت.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۳۸۱ کارآزمایی با بیش از ۲۴ هزار نفر، شدت درد در حین و بلافاصله بعد از تنس کمتر از پلاسبو بود و عوارض آن کم و خفیف گزارش شد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۲۰ کارآزمایی، جریان اینترفرنشیال وقتی همراه درمان دیگری مثل تمرین استفاده شد درد را کم کرد؛ به تنهایی برتری روشنی نداشت.
مطالعه بیشتر ←در ۱۱ کارآزمایی، اضافه کردن تحریک الکتریکی عضله به فیزیوتراپی معمول قدرت چهارسر ران و عملکرد را در ۴ تا ۱۲ هفتهی بعد از عمل بیشتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۱۸ کارآزمایی، تحریک الکتریکی عملکردی فعالیتهای روزمرهی بیماران سکته را بهتر کرد؛ اثر آن روی کار با دست بزرگ و روی سرعت راه رفتن کم بود.
مطالعه بیشتر ←در ۱۴ مطالعه با ۱۳۹۸ نفر، تنس درد زانو را کم کرد و عملکرد و توان راه رفتن را بهتر کرد، ولی بر خشکی مفصل اثری نداشت.
مطالعه بیشتر ←در ۸ کارآزمایی با ۳۱۵ بیمار، شواهد برای تأیید یا رد اثر تنس در فیبرومیالژیا کافی نبود و کیفیت شواهد موجود بسیار پایین ارزیابی شد.
مطالعه بیشتر ←در مرور کلی ۸ مرور کاکرین با ۵۱ کارآزمایی و ۲۸۹۵ بیمار درد مزمن، کیفیت شواهد همهی مرورها بسیار پایین بود و نمیشد با اطمینان دربارهی فایده یا بیفایده بودن تنس نظر داد.
مطالعه بیشتر ←در ۹ کارآزمایی با ۶۹۱ بیمار، تحریک الکتریکی عضله قدرت چهارسر ران را از هفتهی اول تا ماه دوازدهم بعد از تعویض مفصل زانو بیشتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۲۰ کارآزمایی با ۹۱۳ بیمار، احتمال بهبود کامل زخم بستر در گروه الکتروتراپی تقریباً دو برابر گروه بدون آن بود و سرعت ترمیم هفتگی زخم هم بیشتر بود.
مطالعه بیشتر ←در ۲۴۹ کارآزمایی، تمرین درمانی درد کمردرد مزمن را نسبت به عدم درمان یا مراقبت معمول بهطور میانگین ۱۵٫۲ امتیاز از ۱۰۰ کاهش داد؛ این اثر از نظر بالینی مهم ارزیابی شد، اما بهبود ناتوانی عملکردی (۶٫۸ امتیاز) به آستانهی بالینی نرسید.
مطالعه بیشتر ←در ۲۹ کارآزمایی با ۲۴۳۱ بیمار، تمرین کنترل حرکتی نسبت به حداقل مداخله درد کمردرد مزمن را در بلندمدت بهطور میانگین حدود ۱۳ امتیاز کم کرد، اما نسبت به سایر انواع تمرین یا درمان دستی برتری نداشت.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۱۷ کارآزمایی، روش مکنزی در کمردرد حاد تفاوت معناداری با سایر درمانها نداشت، اما در کمردرد مزمن ناتوانی را بیشتر از تمرین بهتنهایی کم کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۴۷ کارآزمایی با ۹۲۱۱ بیمار، دستکاری ستون فقرات اثری مشابه درمانهای توصیهشدهی دیگر بر درد کمردرد مزمن داشت و در عملکرد کمی بهتر بود؛ نسبت به درمانهای غیرتوصیهشده در عملکرد کوتاهمدت برتری داشت.
مطالعه بیشتر ←در ۴ کارآزمایی با ۴۹۱ بیمار، توصیه به فعال ماندن در کمردرد حاد ساده نسبت به استراحت در تخت وضعیت عملکردی و مدت غیبت از کار را کمی بهتر کرد، اما در سیاتیک تفاوتی نداشت.
مطالعه بیشتر ←در ۱۸ کارآزمایی با ۲۶۹۹ بیمار دارای سیاتیک، بین فیزیوتراپی و گروه کنترل در کاهش درد یا ناتوانی در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تفاوت معناداری دیده نشد.
مطالعه بیشتر ←در ۲۲ کارآزمایی با ۲۵۰۳ بیمار، شروع برنامهی تمرین از هفتهی چهارم تا ششم بعد از جراحی دیسک کمر، درد و عملکرد کوتاهمدت را بیشتر از عدم درمان بهتر کرد و باعث افزایش نرخ جراحی دوباره نشد.
مطالعه بیشتر ←در ۱۰ کارآزمایی با ۵۱۰ بیمار، پیلاتس نسبت به حداقل مداخله درد و ناتوانی کمردرد را در کوتاهمدت و میانمدت کم کرد، اما شواهد با کیفیت پایین تا متوسط بود و برتری قطعی نسبت به سایر تمرینها نشان نداد.
مطالعه بیشتر ←راهنمای بالینی کالج پزشکان آمریکا (ACP) در کمردرد حاد درمانهای غیردارویی مثل گرمای سطحی، ماساژ یا دستکاری ستون فقرات را خط اول توصیه میکند؛ در کمردرد مزمن تمرین، توانبخشی چندرشتهای و چند روش دیگر را پیش از دارو پیشنهاد میدهد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۳ کارآزمایی با ۱۹۲ بیمار، شواهد برای تأیید یا رد کردن استفاده از تنس در کمردرد حاد کافی نبود؛ فقط یک کارآزمایی کوچک در محیط اورژانس کاهش درد قابلتوجه نشان داد.
مطالعه بیشتر ←در مرور کاکرین با بررسی ۲۷ کارآزمایی تصادفی (۲۴۸۵ بیمار تحلیلشده از ۳۰۰۵ نفر تصادفیسازیشده)، ترکیب تمرینهای تقویتی و کششی گردن، شانه و کتف در درد مزمن گردن اثری کوچک تا بزرگ بر کاهش درد و بهبود عملکرد داشت، در حالی که برای درد حاد شواهدی یافت نشد.
مطالعه بیشتر ←در مرور کاکرین با ۵۱ کارآزمایی روی ۲۹۲۰ بیمار، مانیپولاسیون و موبیلیزاسیون گردن اثر تقریباً یکسانی بر درد و عملکرد داشتند و یک جلسه مانیپولاسیون قفسهی سینه در درد حاد و تحتحاد گردن، درد را در کوتاهمدت بهطور معنادار کم کرد؛ شواهد کلی عمدتاً با کیفیت پایین تا متوسط بود.
مطالعه بیشتر ←در مرور نظاممند و متاآنالیز ۵ کارآزمایی تصادفی، افزودن کشش مکانیکی یا دستی گردن به سایر روشهای فیزیوتراپی در رادیکولوپاتی سرویکال، درد را در کوتاهمدت و میانمدت بهطور معنادار کمتر کرد و کشش مکانیکی ناتوانی را نیز در میانمدت بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در مرور نظاممند و متاآنالیز ۲۷ مقاله با دادههای ۲۱۲۷ بیمار، ورزشدرمانی در اختلالات ناشی از ویپلش اثر معنادار کوتاهمدت بر درد گردن و اثر معنادار میانمدت بر ناتوانی گردن داشت، هرچند کیفیت کلی شواهد ضعیف ارزیابی شد.
مطالعه بیشتر ←در مرور نظاممند و متاآنالیز ۲۰ کارآزمایی با ۱۴۳۹ بیمار، درمان دستی، بهویژه مانیپولاسیون ستون فقرات، در سردرد سرویکوژنیک نسبت به درمان دارونما اثر متوسط تا بزرگ بر کاهش شدت و تعداد حملات سردرد در کوتاهمدت داشت؛ کیفیت کلی شواهد متوسط ارزیابی شد.
مطالعه بیشتر ←این سند راهنمای بالینی مبتنی بر شواهد، نسخهی بازبینیشدهی سال ۲۰۱۷ از سوی بخش ارتوپدی انجمن فیزیوتراپی آمریکا است و توصیههای فیزیوتراپی برای درد گردن را بر اساس مرور ادبیات علمی ارائه میدهد.
مطالعه بیشتر ←در مرور کاکرین با ۳۳ کارآزمایی روی ۱۹۹۴ بیمار، ماساژ در مقایسه با دارونما در درد نیمهحاد تا مزمن گردن تفاوت کم یا بدون تفاوتی در درد، ناتوانی و کیفیت زندگی ایجاد کرد؛ تنها دوز بالا، یعنی حداقل ۸ جلسه در چهار هفته و هر جلسه حداقل ۳۰ دقیقه، تفاوتی از نظر بالینی مهم نشان داد.
مطالعه بیشتر ←در مرور نظاممند ۱۲ کارآزمایی تصادفی، تمرین عضلات عمقی خمکنندهی گردن در بیماران مبتلا به درد مزمن گردن، هماهنگی عصبیعضلانی گردن را بهطور قوی بهتر کرد، اما بر قدرت و استقامت عضلات در بارهای بالا اثر کم یا بدون اثر داشت.
مطالعه بیشتر ←در مرور کاکرین با ۳۲ کارآزمایی و ۱۸۳۶ بیمار، شش هفته درمان دستی و تمرین برای شانهی یخزده در هفتهی هفتم نتیجهی ضعیفتری نسبت به تزریق کورتیکواستروئید داشت (کاهش درد ۳۲ امتیاز در مقابل ۵۸ امتیاز از ۱۰۰)، بدون تفاوت در بروز عوارض.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی CSAW با ۳۱۳ بیمار، نمرهی عملکرد شانه در ماه ششم بین جراحی دکمپرسیون و جراحی آرتروسکوپی دارونما تفاوت معناداری نداشت (۳۲٫۷ در مقابل ۳۴٫۲ از ۴۸) و برتری هر دو گروه جراحی نسبت به گروه بدون درمان (۲۹٫۴) از نظر بالینی مهم نبود.
مطالعه بیشتر ←در مروری با ۳۵ مطالعه و ۲۰۱۰ شانه، در گروههای درمانشده بدون جراحی ۷۸ درصد بهبود درد، ۸۱ درصد بهبود دامنهی حرکتی و ۸۴ درصد بهبود عملکرد با تمرین درمانی گزارش شد؛ ۱۵ درصد بیماران ناراضی ماندند و در نهایت جراحی شدند.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیزی با ۷ کارآزمایی و ۴۶۸ بیمار مبتلا به درد مرتبط با روتاتور کاف، تمرین قدرتی پیشرونده نسبت به دارونما یا بدوندرمان ۱۵ امتیاز بهبود ترکیبی درد و عملکرد (از ۱۰۰) داشت که از نظر بالینی قطعیت نداشت، و تمرین غیرپیشرونده هیچ برتری معناداری نشان نداد.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیزی با ۶ کارآزمایی تصادفی، توانبخشی تهاجمی زودهنگام بعد از جراحی ترمیم روتاتور کاف در دامنهی حرکتی شانه در ماه ۶ و ۱۲ تفاوت معناداری با توانبخشی محافظهکارانه نداشت و نمرهی عملکرد (کنستانت-مورلی) را اندکی بهتر کرد بدون افزایش معنادار خطر پارگی مجدد.
مطالعه بیشتر ←در مرور کاکرین با ۳۲ کارآزمایی و ۲۲۸۱ بیمار (بیشتر با رسوب کلسیم در تاندون)، امواج شوک درد را ۰٫۷۸ امتیاز (از ۱۰) و عملکرد را ۷٫۹ امتیاز (از ۱۰۰) بیشتر از دارونما بهتر کرد که به آستانهی اهمیت بالینی نرسید، در حالی که عوارض در گروه امواج شوک بیشتر بود.
مطالعه بیشتر ←در مروری بر ۲۶ راهنمای بالینی مربوط به تاندینوپاتی روتاتور کاف، پارگی روتاتور کاف، تاندینیت کلسیفیک، شانهی یخزده، ناپایداری و آرتروز شانه، فقط ۱۲ راهنما (۴۶ درصد) کیفیت بالا داشتند و ورزشدرمانی برای همهی این اختلالات توصیه یا قابلتوصیه شناخته شد.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی تصادفی با ۳۰ بیمار دارای دیسکینزی اسکاپولا و تنگنای سابآکرومیال، افزودن تمرینهای ثباتدهی اسکاپولا به تمرین کشش و تقویت عمومی کینماتیک سهبعدی اسکاپولا را بهتر کرد، اما در کاهش درد و ناتوانی نسبت به تمرین عمومی بهتنهایی برتری نداشت.
مطالعه بیشتر ←در تحلیل ۴۴ کارآزمایی با ۳۵۳۷ بیمار، تمرین ورزشی زمینی درد آرتروز زانو را بهاندازهی حدود ۱۲ امتیاز از ۱۰۰ کاهش داد و عملکرد جسمانی را نیز بهتر کرد؛ این اثر دو تا شش ماه بعد از پایان تمرین هم تا حدی باقی ماند.
مطالعه بیشتر ←راهنمای بالینی OARSI با بررسی ۶۰ روش درمانی، آموزش بیماری و برنامهی تمرین ورزشی زمینی ساختاریافته را بههمراه کنترل وزن غذایی، درمان اصلی (Core Treatment) آرتروز زانو معرفی کرد.
مطالعه بیشتر ←بیانیهی توافق جهانی پتلوفمورال با رأی پانل ۴۱ متخصص، تمرین ورزشی ترکیبی لگن و زانو و کفیهای طبی را برای کاهش درد و بهبود عملکرد در درد کشکک-رانی توصیه کرد و مانیپولاسیون مجزای مفصل زانو یا کمر را توصیه نکرد.
مطالعه بیشتر ←راهنمای بالینی مبتنی بر ۹۰ مطالعه، توانبخشی بعد از بازسازی رباط صلیبی قدامی را در سه مرحلهی معیارمحور و با طول دورهی ۹ تا ۱۲ ماه توصیه کرد و پیشرفت بین مراحل را بر اساس آزمونهای قدرت و پرش مشروط دانست.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۱۴۰ نفره، بین تمرین ورزشی ۱۲ هفتهای و جراحی آرتروسکوپی پارگی دژنراتیو منیسک در عملکرد زانو بعد از دو سال تفاوت قابلتوجهی دیده نشد؛ قدرت عضلات ران در سه ماه اول در گروه تمرین بیشتر بهبود یافت.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیز ۱۴ کارآزمایی با ۸۸۰ بیمار، تمرین قدرتی فعال اندام تحتانی بعد از تعویض مفصل زانو نسبت به تمرین معمول، سرعت راه رفتن، زمان برخاستن و راه رفتن، قدرت عضلات زانو، دامنهی خم شدن زانو و درد را بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۱۵ مطالعه روی تاندینوپاتی کشکک، تمرینهای ایزومتریک، اکسنتریک و مقاومتی آهستهوسنگین (HSR) هرکدام بر درد و عملکرد اثر داشتند؛ ایزومتریک برای کاهش کوتاهمدت درد و اکسنتریک یا HSR برای بهبود بلندمدت عملکرد زانو مناسبتر بودند.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیز ۱۸ مطالعه با ۲۷۲۳۱ ورزشکار زن و ۳۴۷ آسیب رباط صلیبی قدامی، برنامههای تمرین عصبیعضلانی خطر این آسیب را از یک در ۵۴ نفر به یک در ۱۱۱ نفر کاهش دادند؛ یعنی حدود ۴۹ درصد کاهش خطر.
مطالعه بیشتر ←در ۲۵ کارآزمایی با ۲۶۶۱۰ ورزشکار، تمرین قدرتی خطر آسیب ورزشی را به کمتر از یکسوم گروه کنترل رساند و آسیبهای ناشی از فشار تکراری را تقریباً نصف کرد؛ کشش بهتنهایی اثری نداشت.
مطالعه بیشتر ←در ۳۱ کارآزمایی با ۱۶۹۰ بیمار، تمریندرمانی درد حین فعالیت را کم کرد و عملکرد زانو را حدود ۱۲ امتیاز از ۱۰۰ بهتر کرد؛ ترکیب تمرین لگن و زانو از تمرین زانو بهتنهایی مؤثرتر بود.
مطالعه بیشتر ←در ۷ کارآزمایی با ۱۴۱۷ بیمار، توانبخشی ورزشی بعد از پیچ خوردگی مچ پا احتمال آسیب دوباره را در ۷ تا ۱۲ ماه بعد تا حدود نصف کاهش داد.
مطالعه بیشتر ←در تحلیل ۱۵ مطالعه با ۸۴۵۹ ورزشکار، گنجاندن تمرین نوردیک همسترینگ در برنامهی پیشگیری، خطر آسیب همسترینگ را تا حدود ۵۱ درصد کاهش داد.
مطالعه بیشتر ←در ۶ کارآزمایی خوشهای تصادفی، برنامهی FIFA 11+ نرخ کلی آسیب فوتبال را حدود ۳۹ درصد کاهش داد، در حالی که نسخهی سادهتر FIFA 11 اثر معناداری نداشت.
مطالعه بیشتر ←در ۱۸ مطالعه با ۲۷۲۳۱ ورزشکار زن، برنامهی تمرینی عصبیعضلانی خطر آسیب رباط صلیبی قدامی را از ۱ در ۵۴ به ۱ در ۱۱۱ کاهش داد؛ تمرین فرود و تقویت پای پایینتنه مهمترین اجزای مؤثر بودند.
مطالعه بیشتر ←این راهنمای بالینی بر پایهی ۹۰ مطالعه، توانبخشی بعد از جراحی رباط صلیبی قدامی را در سه مرحلهی مبتنی بر معیار و در مجموع ۹ تا ۱۲ ماه پیشنهاد میکند و بازگشت به ورزش را به عبور از آزمونهای قدرت و پرش مشروط میداند.
مطالعه بیشتر ←در کوهورت ۱۰۶ نفره، ورزشکارانی که زودتر از ۹ ماه یا بدون عبور از آزمونهای عملکردی به ورزشهای پرشی و چرخشی برگشتند، خطر آسیب دوبارهی زانو بهطور قابلتوجهی بیشتری داشتند.
مطالعه بیشتر ←این مرور ۳۲ مطالعه را بررسی کرد و نشان داد تا ۴۵ درصد بیماران به تمرین اسنتریک بهتنهایی پاسخ کامل نمیدهند؛ شواهد برای برتری قطعی تمرین اسنتریک بر دیگر روشهای بارگذاری تدریجی کافی نبود.
مطالعه بیشتر ←از ۷ مطالعهی وارد شده، فقط ۳ مطالعه کاهش معنادار آسیب شانه با تمرین تقویتی و کششی گزارش کردند و تنها یکی از آنها خطر سوگیری پایین داشت؛ شواهد فعلی برای نتیجهگیری قطعی کافی نیست.
مطالعه بیشتر ←در ۳۱ کارآزمایی با ۱۸۱۷ زن از ۱۴ کشور، زنان بیاختیار استرسی که تمرین عضلات کف لگن انجام دادند حدود هشت برابر بیشتر از گروه بدون درمان بهبود کامل گزارش کردند (۵۶ درصد در برابر ۶ درصد).
مطالعه بیشتر ←در ۴۶ کارآزمایی با ۱۰۸۳۲ زن از ۲۱ کشور، در زنان بدون بیاختیاری، تمرین عضلات کف لگن در بارداری خطر بیاختیاری ادراری را در اواخر بارداری حدود ۶۲ درصد و در میانهی دورهی بعد از زایمان حدود ۲۹ درصد کم کرد.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۴۴۷ نفره، تمرین فردی عضلات کف لگن علائم افتادگی اعضای لگن را بعد از ۱۲ ماه بیشتر از توصیههای کتبی کاهش داد.
مطالعه بیشتر ←در ۱۳ کارآزمایی با ۱۱۰۸ بیمار، افزودن بیوفیدبک به تمرین عضلات کف لگن، بهبود بیاختیاری ادراری بعد از برداشتن کامل پروستات را در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت بیشتر از تمرین بهتنهایی کرد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۱۱ کارآزمایی، افزودن بیوفیدبک به تمرین عضلات کف لگن در زنان دارای بیاختیاری ادراری استرسی، نسبت به تمرین بهتنهایی یا تحریک الکتریکی برتری در قدرت عضلانی نشان نداد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۲۱ مطالعه با ۱۵۲۵ بیمار، شواهد محدود نشان داد افزودن بیوفیدبک به تمرین یا تحریک الکتریکی میتواند نتیجهی درمان بیاختیاری مدفوع را بهتر کند، اما شواهد برای نتیجهگیری قطعی کافی نبود.
مطالعه بیشتر ←راهنمای بالینی مؤسسهی ملی سلامت و مراقبت بالینی انگلستان (NICE) ارزیابی و درمان بیاختیاری ادراری و افتادگی اعضای لگن در زنان بالای ۱۸ سال، از جمله عوارض جراحی مش، را پوشش میدهد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۸ کارآزمایی با ۱۱۶۱ زن دارای علائم فوریت ادراری، تمرین عضلات کف لگن کیفیت زندگی را بهتر کرد، اما شواهد موجود ناهمگون و غیرقطعی بود.
مطالعه بیشتر ←در مروری بر ۱۶۶ مقاله دربارهی ۶۴ روش درمانی، ۱۶ درصد نتیجهها «توصیهشده»، ۵۸ درصد «احتمالاً توصیهشده» و فقط ۶ درصد بیاثر ارزیابی شدند.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیز ۲۰ مطالعه، تمرین تکلیفمحور (اندازهی اثر ۰٫۸۹) و فیزیوتراپی و کاردرمانی رایج (۰٫۸۳) اثر قوی داشتند، در حالی که روشهای فرایندمحور اثر ضعیفی (۰٫۱۲) نشان دادند.
مطالعه بیشتر ←این بهروزرسانی راهنمای بالینی ۲۰۱۳، با ۱۷ توصیهی درجهبندیشده، تأکید میکند نوزاد با کجگردنی مادرزادی باید به محض شناسایی عدم تقارن به فیزیوتراپی ارجاع شود.
مطالعه بیشتر ←در ۳۶ کارآزمایی با ۱۲۶۴ کودک، CIMT عملکرد دودستی را نسبت به مراقبت کمحجم بهتر کرد، اما نسبت به تمرین دودستی با حجم مشابه برتری مشخصی نداشت.
مطالعه بیشتر ←در متاآنالیز شبکهای ۲۰ کارآزمایی با ۵۱۶ کودک، تمرین تردمیل با تکیهگاه وزن بدن بیشترین اثر بر سرعت راه رفتن (رتبهی ۹۱٫۷ درصد) و تمرین با کمک ربات بیشترین اثر بر عملکرد حرکتی درشت را داشت.
مطالعه بیشتر ←در ۷ مطالعه با ۱۷۵ کودک، تمرین تردمیل در کودکان با سندرم داون شروع راه رفتن مستقل را زودتر کرد و در کودکان با تأخیر رشدی عملکرد راه رفتن را بهتر کرد؛ اثر بر کودکان با خطر متوسط تأخیر رشدی مشخص نبود.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۳۰ خانوادهای، نوزادانی که روزانه ۸ دقیقه و ۵ روز در هفته تمرین تردمیل خانگی داشتند، بهطور میانگین ۷۳٫۸ روز زودتر با کمک و ۱۰۱ روز زودتر بهتنهایی راه افتادند.
مطالعه بیشتر ←در ۱۳ کارآزمایی با ۵۸۳ نوجوان، شواهد با اطمینان کم تا بسیار کم نشان داد تمرین اصلاحی اسکولیوز همراه با بریس یا سایر درمانها میتواند زاویهی کاب را چند درجه کمتر کند؛ شواهد قطعی نیست.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۳۳ کارآزمایی با ۱۸۵۳ بیمار، تمرین تکراری و هدفمند کارهای روزمره مسافت راه رفتن را حدود ۳۵ متر افزایش داد و استقلال در راه رفتن را بهتر کرد؛ این بهبود تا ۶ ماه باقی ماند.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۴۰ مرور نظاممند شامل ۵۰۳ مطالعه و ۱۸۰۷۸ بیمار، روشهایی مثل محدود کردن دست سالم، آینهدرمانی، تمرین ذهنی، واقعیت مجازی و تمرین تکراری پرحجم برای عملکرد دست و بازو مفید بودند؛ هیچ روشی شواهد با کیفیت بالا نداشت.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۴۶۷ کارآزمایی با ۲۵۳۷۳ بیمار، برای ۵۳ روش فیزیوتراپی شواهد قوی بهدست آمد؛ تمرین با دوز بیشتر در همهی مراحل بعد از سکته نتیجهی بهتری داشت.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۴۲ مطالعه با ۱۴۵۳ بیمار، محدود کردن دست سالم عملکرد حرکتی دست آسیبدیده را بهتر کرد، اما اثر روشنی بر کاهش میزان کلی ناتوانی بیمار نشان نداد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۶۲ مطالعه با ۱۹۸۲ بیمار، آینهدرمانی عملکرد حرکتی، کارهای روزمره و درد را بهتر کرد؛ اثر آن بر غفلت نیمهی بدن روشن نبود.
مطالعه بیشتر ←در بررسی ۵۱ مرور نظاممند شامل ۲۴۸ مطالعه و ۱۰۶۳۸ بیمار، بیشتر پژوهشها دربارهی فیزیوتراپی معمول، واقعیت مجازی و دستگاههای الکترومکانیکی بود؛ تنها حدود ۲۲ درصد از این مرورها کیفیت روششناختی بالا داشتند.
مطالعه بیشتر ←در ۴۴ کارآزمایی با ۲۶۵۸ بیمار، تمرین روی تردمیل سرعت راه رفتن را حدود ۰٫۰۷ متر بر ثانیه و استقامت راه رفتن را حدود ۲۶٫۳۵ متر افزایش داد، بدون آنکه احتمال راه رفتن مستقل را بیشتر کند.
مطالعه بیشتر ←در ۶۲ کارآزمایی با ۲۴۴۰ بیمار، افزودن دستگاههای الکترومکانیکی و رباتیک راه رفتن به فیزیوتراپی، شانس راه رفتن مستقل را حدود دو برابر کرد؛ بیمارانی که ابتدا قادر به راه رفتن نبودند بیشترین فایده را بردند.
مطالعه بیشتر ←در ۷۵ مطالعه با ۳۰۱۷ بیمار، تمرین هوازی میزان ناتوانی را کم کرد و ظرفیت هوازی بدن را حدود ۳٫۴ میلیلیتر بر کیلوگرم در دقیقه افزایش داد که میتواند خطر بستری دوباره به دلیل سکته را حدود ۷ درصد کم کند.
مطالعه بیشتر ←در ۱۸ کارآزمایی، تحریک الکتریکی عملکردی فعالیت بیماران سکته را نسبت به عدم درمان و نسبت به تمرین بهتنهایی بهتر کرد؛ اثر آن روی فعالیت دست و بازو زیاد و روی سرعت راه رفتن کم (حدود ۰٫۰۸ متر بر ثانیه) بود.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۲۱۰۴ بیمار، حرکت دادن بسیار زودهنگام و پرتکرار در ۲۴ ساعت اول، نسبت احتمال نتیجهی مطلوب در ماه سوم را کمتر کرد (۴۶ درصد در برابر ۵۰ درصد در گروه مراقبت معمول).
مطالعه بیشتر ←راهنمای انجمن قلب و انجمن سکتهی آمریکا تأکید میکند توانبخشی سکته باید کار تیمی هماهنگ بیمار، خانواده و تیم درمانی باشد و با منابع، دوز و مدت کافی ارائه شود.
مطالعه بیشتر ←در ۳۹ کارآزمایی با ۱۸۲۷ بیمار، فیزیوتراپی سرعت راه رفتن، نمرهی تعادل (حدود ۳٫۷ امتیاز در مقیاس برگ) و نمرهی علائم بیماری (حدود ۶ امتیاز در UPDRS) را نسبت به عدم درمان بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۲۵ کارآزمایی، تمرین ورزشی تعادل و راه رفتن بیماران پارکینسون را بهتر کرد و تعداد دفعات زمین خوردن را در کوتاهمدت و بلندمدت تقریباً نصف کرد.
مطالعه بیشتر ←در ۱۹۱ کارآزمایی با ۷۹۹۸ بیمار، فیزیوتراپی رایج علائم حرکتی، راه رفتن و کیفیت زندگی را بهتر کرد و روشهایی مثل تمرین تعادل و راه رفتن، تمرین قدرتی، تردمیل و تمرین راهبردی هر کدام بر بخشی از مشکلات حرکتی اثر داشتند.
مطالعه بیشتر ←در ۱۵۴ کارآزمایی با ۷۸۳۷ بیمار، بیشتر انواع تمرین ورزشی علائم حرکتی و کیفیت زندگی را بهتر کردند و تفاوت زیادی بین آنها دیده نشد؛ منظم بودن تمرین از نوع آن مهمتر بود.
مطالعه بیشتر ←در ۱۸ کارآزمایی با ۶۳۳ بیمار، تمرین روی تردمیل سرعت راه رفتن را حدود ۰٫۰۹ متر بر ثانیه و طول قدم را حدود ۵ سانتیمتر افزایش داد، بدون آنکه خطر انصراف از درمان را بیشتر کند.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۱۲۸ نفره، بیمارانی که ۶ ماه با ۸۰ تا ۸۵ درصد حداکثر ضربان قلب روی تردمیل تمرین کردند، تقریباً بدون تغییر در علائم حرکتی ماندند، در حالی که علائم گروه بدون تمرین بدتر شد.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۱۳۰ نفره، ۶ ماه دوچرخهی ثابت در خانه، سه بار در هفته، نمرهی علائم حرکتی را حدود ۴٫۲ امتیاز بهتر از تمرین کششی حفظ کرد.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۲۳۱ نفره، ۶ ماه تمرین تعادل، قدرت پا و قفل شدن، در بیماران با شدت کمتر بیماری دفعات زمین خوردن را حدود ۷۰ درصد کم کرد و در همهی بیماران ترس از زمین خوردن و کیفیت زندگی را بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۱۹۵ نفره، ۲۴ هفته تایچی کنترل تعادل، طول قدم و دسترسی عملکردی را بیشتر از تمرین کششی و قدرتی بهتر کرد و دفعات زمین خوردن را نسبت به تمرین کششی کاهش داد.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۶۰ نفره، تمرین فشردهی حرکات بزرگ نمرهی علائم حرکتی را حدود ۵ امتیاز بهتر کرد، در حالی که در گروه پیادهروی نوردیک و تمرین بدون نظارت در خانه علائم کمی بدتر شد.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی دوساله، تمرین با وزنه دو بار در هفته نمرهی علائم حرکتی را حدود ۷ امتیاز بیشتر از برنامهی کششی، تعادلی و تقویتی ساده کاهش داد.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۲۴ مطالعه با ۶۲۶ بیمار، شواهد قوی نشان داد ریتم صوتی مانند صدای مترونوم سرعت راه رفتن را بهتر میکند؛ شواهد برای نشانههای دیداری و لمسی کافی نبود.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۷۹ نفره، ۶۸ درصد گروه توانبخشی فشرده در برابر ۳۲ درصد گروه کمشدت، بهبود معنادار در جابهجایی، راه رفتن و استقلال روزمره داشتند.
مطالعه بیشتر ←در مرور ۷ مطالعه، برنامههای تمرینی تحرک عملکردی، آمادگی قلبیتنفسی و قدرت عضلانی بیماران گیلن باره را بهتر کردند و خستگی را کم کردند؛ کیفیت شواهد پایین بود.
مطالعه بیشتر ←مرور کاکرین هیچ کارآزمایی تصادفی پیدا نکرد، ولی ۳ مطالعهی مشاهدهای نشان دادند توانبخشی فشردهی چندتخصصی ناتوانی را در ۶ ماه اول کم و کیفیت زندگی را بهتر میکند؛ این شواهد کیفیت بسیار پایینی دارند.
مطالعه بیشتر ←در مطالعهی ۲۰ بیمار با خستگی شدید، ۱۲ هفته تمرین دوچرخهی ثابت نمرهی خستگی خودگزارشی را حدود ۲۰ درصد کم کرد و آمادگی جسمانی، عملکرد و کیفیت زندگی را بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←این مرور ۱۴ مطالعه را بررسی کرد و نتیجه گرفت توانبخشی چندتخصصی شواهد «خوب» و فیزیوتراپی تکرشتهای برای کاهش خستگی و بهبود عملکرد شواهد «قابلقبول» دارد؛ شواهد سایر روشها محدود است.
مطالعه بیشتر ←این مرور از میان ۴۷۲ مقاله فقط ۳ کارآزمایی تصادفی معتبر دربارهی توانبخشی در گیلن باره یافت؛ هر سه از بهبود وضعیت بیمار با انواع مداخلات توانبخشی حمایت کردند، اما نتیجهگیری قطعی ممکن نشد.
مطالعه بیشتر ←در کارآزمایی ۱۶ بیمار با ناتوانی پایدار، ۱۲ هفته تمرین فردی زیر نظر فیزیوتراپیست، خستگی را کمتر و قدرت عضلانی و کیفیت زندگی را بیشتر از تمرین خانگی بدون نظارت بهتر کرد.
مطالعه بیشتر ←